عبارتهای انگلیسی آکادمیک و کاریAcademic & Business English
۱۴۶ عبارت انگلیسی آکادمیک و کاری با معنی فارسی، تلفظ و مثال
عبارتهایی برای جلسه، ایمیل کاری، ارائه و نوشتار دانشگاهی: on the same page برای همنظر بودن، touch base برای تماس کوتاه و پیگیری، move the needle برای اثر واقعی گذاشتن، و furthermore برای افزودن دلیل در مقاله.
انتخاب عبارت درست در این موقعیتها لحن را حرفهایتر میکند. کنار هر عبارت آمده که رسمی است، خنثی یا خودمانی، تا بدانی در ایمیل اداری میشود نوشتش یا فقط در گفتوگوی همکارها.
برای نمونه:on the same pagetouch basemove the needlefurthermore
سطح B1 · متوسط (۱۵)
- any other businessسایر موارد
- as a resultدر نتیجه
- behind scheduleعقبتر از برنامه
- due toبهدلیلِ؛ بهخاطرِ
- for the recordبرای ثبت در صورتجلسه؛ محض اطلاع
- go over the agendaدستور جلسه را مرور کردن
- last but not leastآخر، اما نه کماهمیتتر
- let's circle back to thatبعداً به آن برمیگردیم
- Let's get started.شروع کنیم
- let's park that for nowفعلاً این را کنار بگذاریم
- on the other handاز طرف دیگر
- on trackطبق برنامه پیش رفتن
- run it by the teamبا تیم مطرحش کردن
- to sum upخلاصه اینکه؛ در جمعبندی
- wrap up the meetingجلسه را جمعبندی و تمام کردن
سطح B2 · بالاتر از متوسط (۸۹)
- a ballpark figureیک برآورد تقریبی
- a blockerمانع پیشرفت کار
- a bottleneckگلوگاه
- a contingency planبرنامهٔ جایگزین
- a deal-breakerشرط قطعیِ بههمزنندهٔ معامله
- a deliverableخروجی تحویلدادنی
- a game changerتحولآفرین؛ چیزی که قواعد بازی را عوض میکند
- a milestoneنقطهٔ عطف
- a notice periodمهلت اطلاع پیش از ترک کار
- a pain pointنقطهٔ درد؛ مشکل آزاردهندهٔ کاربر
- a pay riseافزایش حقوق
- a performance reviewارزیابی عملکرد
- a quick winدستاورد سریع و آسان
- a stakeholderذینفع
- a strong candidateگزینهٔ قوی
- a tight deadlineمهلت فشرده
- a win-win situationشرایط برد-برد؛ سودمند برای هر دو طرف
- a workaroundراهحل موقت
- according toبر اساسِ؛ به گفتهٔ
- ahead of the curveجلوتر از روندها و رقبا
- Apologies for the delay.بابت تأخیر عذرخواهی میکنم
- as mentioned earlierهمانطور که پیشتر اشاره شد
- as per our conversationطبق صحبتی که داشتیم
- at your earliest convenienceدر اولین فرصت ممکن
- be made redundantتعدیل شدن
- bear in mindدر نظر داشتن؛ به یاد داشتن؛ حواسجمع بودن نسبت به چیزی
- bear with meکمی صبر کنید
- best practiceبهترین روش شناختهشده
- bring to the tableمهارت یا ارزشی به همکاری اضافه کردن
- come to an agreementبه توافق رسیدن
- consequentlyدر نتیجه
- drive a hard bargainسرسختانه چانه زدن
- due diligenceبررسی دقیق پیش از تصمیم
- first and foremostاول از همه؛ مهمتر از هر چیز
- follow upپیگیری کردن
- for instanceبرای نمونه
- for the sake ofبهخاطرِ؛ محضِ
- further research is neededپژوهش بیشتری لازم است
- furthermoreعلاوه بر این
- get buy-inجلب موافقت و همراهی
- given thatبا توجه به اینکه
- I don't have the bandwidthظرفیتش را ندارم
- I look forward to hearing from you.منتظر پاسخ شما هستم
- I'll hand over toصحبت را میسپارم به
- in a nutshellبهطور خلاصه؛ در یک کلام
- in conclusionدر پایان؛ نتیجه اینکه
- in contrastدر مقابل؛ برخلاف آن
- in terms ofاز نظرِ؛ به لحاظِ
- in the long runدر درازمدت
- in the pipelineدر دست اقدام؛ در راه
- Just a quick note to…فقط یک یادداشت کوتاه که…
- keep someone in the loopکسی را در جریان نگه داشتن
- kick offشروع کردن؛ آغاز شدن
- land a jobشغلی را به دست آوردن
- Let me know if you have any questions.اگر سؤالی داشتید بگویید
- let me walk you throughقدمبهقدم توضیح میدهم
- loop someone inکسی را وارد جریان کردن
- meet halfwayبه توافق میانه رسیدن
- move the needleتأثیر قابلتوجهی بر نتیجه گذاشتن
- neverthelessبا این حال
- on behalf ofاز طرفِ؛ به نمایندگی از
- on the contraryبرعکس
- on the same pageهمنظر و هماهنگ بودن؛ درک مشترک داشتن
- overqualifiedبیشازحد واجد شرایط
- play a key roleنقش کلیدی داشتن
- Please find attached…فایل پیوست را ملاحظه بفرمایید…
- put something on the back burnerچیزی را موقتاً کنار گذاشتن
- reach outتماس گرفتن؛ برای ارتباط پیشقدم شدن
- scope creepگسترش تدریجی محدودهٔ کار
- streamline a processیک فرایند را ساده و کارآمد کردن
- take into accountدر نظر گرفتن؛ لحاظ کردن
- take the leadپیشقدم شدن؛ هدایت را به دست گرفتن
- that brings me toو این مرا میرساند به
- the big pictureتصویر کلی؛ نگاه کلان
- the bottom lineحرف آخر؛ نکتهی اصلی؛ (در حسابداری) سود یا زیان نهایی
- the findings indicateیافتهها نشان میدهند
- the going rateنرخ رایج بازار
- the key takeawayنکتهٔ اصلی که باید با خود ببرید
- the terms of the dealشرایط قرارداد
- think outside the boxخلاقانه و خارج از چارچوب فکر کردن
- this paper examinesاین مقاله بررسی میکند
- to give you some contextبرای اینکه زمینه دستتان بیاید
- to that endبرای رسیدن به این هدف
- touch baseتماس کوتاه گرفتن برای هماهنگی یا پیگیری؛ در جریان قرار گرفتن
- touch onمختصر به موضوعی اشاره کردن
- transferable skillsمهارتهای قابلانتقال
- with regard toدر خصوصِ؛ در رابطه با
- with respect toدر خصوص؛ از نظرِ
- with this in mindبا در نظر گرفتن این نکته
سطح C1 · پیشرفته (۴۲)
- a benchmarkمعیار سنجش
- a body of evidenceمجموعهٔ شواهد
- a case in pointنمونهی بارز؛ مثال گویا
- a case studyمطالعهٔ موردی
- a deep diveبررسی عمیق و مفصل
- a hypothesisفرضیه
- a literature reviewمرور پیشینهٔ پژوهش
- a margin of errorحاشیهٔ خطا
- a sample sizeحجم نمونه
- a sharp declineافت شدید
- a steady increaseافزایش پیوسته
- albeitهرچند
- all things consideredبا در نظر گرفتن همه چیز
- an outlierدادهی پرت
- bear outتأیید کردن (با شواهد)
- broadly speakingبهطور کلی
- by and largeروی هم رفته؛ بهطور کلی
- by the same tokenبه همین ترتیب
- circle backبعداً به موضوعی برگشتن؛ دوباره پیگیری کردن
- cite a sourceبه منبع ارجاع دادن
- converselyبرعکس؛ در مقابل
- draw onاز منبعی بهره گرفتن
- having said thatبا این حال؛ البته
- henceاز این رو
- in due courseدر زمان مقتضی؛ بهموقع
- in light ofبا توجه به؛ در پرتوِ
- in line withهمراستا با؛ مطابق با
- in principleدر اصل؛ از نظر تئوری
- in the absence ofدر نبودِ
- it could be argued thatمیتوان استدلال کرد که
- it is worth noting thatشایان ذکر است که
- level offبه ثبات رسیدن
- low-hanging fruitکارهای آسان با نتیجهی سریع
- notwithstandingبا وجود
- peer-reviewedداوریشده توسط متخصصان
- tend toمعمولاً؛ گرایش داشتن به
- the evidence suggestsشواهد نشان میدهد
- to put it another wayبه بیان دیگر
- to some extentتا حدی
- whereasدر حالی که
- with the exception ofبهاستثنای
- year on yearنسبت به سال گذشته