having said that
/ˈhævɪŋ sed ðæt/
با این حال؛ البته
Introducing the opposite situation.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Rural rates fell; conversely, urban rates rose.
نرخهای روستایی کاهش یافت؛ در مقابل، نرخهای شهری بالا رفت.
Conversely, a smaller class may help.
برعکس، کلاس کوچکتر ممکن است کمک کند.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
در نوشتار علمی برای بیان حالت معکوس.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
ظرافتهای معنایی و زبان طبیعی native
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
conversely to that
conversely,
این قید مستقیماً به جمله وصل میشود.