پرش به محتوای اصلی
آکادمیک و کاریC1· پیشرفتهخنثی

a benchmark

/ə ˈbentʃmɑːrk/uh BENCH-mark

معیار سنجش

تعریف انگلیسی

A standard used to judge how good something is.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. Last year's figures are our benchmark.

    اعداد پارسال معیار سنجش ماست.

  2. The test sets a benchmark for the industry.

    این آزمون معیاری برای صنعت تعیین می‌کند.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

در ارزیابی عملکرد و مقایسه.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
C1پیشرفته

ظرافت‌های معنایی و زبان طبیعی native

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • a bench mark for the industry

    a benchmark for the industry

    این کلمه سرهم نوشته می‌شود.