an outlier
/ən ˈaʊtlaɪər/
دادهی پرت
A standard used to judge how good something is.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Last year's figures are our benchmark.
اعداد پارسال معیار سنجش ماست.
The test sets a benchmark for the industry.
این آزمون معیاری برای صنعت تعیین میکند.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
در ارزیابی عملکرد و مقایسه.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
ظرافتهای معنایی و زبان طبیعی native
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
a bench mark for the industry
a benchmark for the industry
این کلمه سرهم نوشته میشود.