پرش به محتوای اصلی
آکادمیک و کاریB2· بالاتر از متوسطخنثی

in contrast

/ɪn ˈkɑːntræst/in KON-trast

در مقابل؛ برخلاف آن

تعریف انگلیسی

Showing a clear difference between two things.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. Urban rates fell. In contrast, rural rates rose.

    نرخ‌های شهری کاهش یافت. در مقابل، نرخ‌های روستایی بالا رفت.

  2. In contrast to last year, demand is stable.

    برخلاف پارسال، تقاضا پایدار است.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

در مقایسهٔ داده‌ها و گروه‌ها.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B2بالاتر از متوسط

بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیده‌تر

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • In contrast of last year

    In contrast to last year

    بعد از in contrast حرف اضافهٔ to می‌آید.