conversely
/kənˈvɜːrsli/
برعکس؛ در مقابل
با این حال؛ البته
Introducing a qualification to what you just said.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
It's expensive. Having said that, it lasts for years.
گران است. با این حال، سالها دوام میآورد.
Having said that, the method has limits.
البته این روش محدودیتهایی دارد.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای متعادل کردن نظر خودتان.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
ظرافتهای معنایی و زبان طبیعی native
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
having say that
having said that
این عبارت با اسم مفعول said میآید.