as a result
/əz ə rɪˈzʌlt/
در نتیجه
در درازمدت
Over a long period of time in the future.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Investing in training pays off in the long run.
سرمایهگذاری روی آموزش در درازمدت جواب میدهد.
It's cheaper in the long run to buy quality tools.
خرید ابزار باکیفیت در درازمدت ارزانتر تمام میشود.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
تصمیمهای استراتژیک، سرمایهگذاری، سلامت.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
in a long run
in the long run
the ثابت است.