in the long run
/ɪn ðə ˌlɔːŋ ˈrʌn/
در درازمدت
تصویر کلی؛ نگاه کلان
The overall situation rather than the details.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Don't get lost in details — look at the big picture.
در جزئیات گم نشو؛ به تصویر کلی نگاه کن.
A good manager keeps the big picture in mind.
یک مدیر خوب نگاه کلان را حفظ میکند.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
استراتژی، اولویتبندی، بازخورد.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
a big picture
the big picture
با the.