پرش به محتوای اصلی
کالوکیشنB1· متوسطخنثی

take a risk

/ˌteɪk ə ˈrɪsk/TAYK uh RISK

ریسک کردن؛ خطر کردن

تعریف انگلیسی

To do something even though it might have a bad result.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. Sometimes you have to take a risk to succeed.

    گاهی برای موفقیت باید ریسک کنی.

  2. The company took a big risk by entering a new market.

    شرکت با ورود به بازار جدید ریسک بزرگی کرد.

    کسب‌وکار
  3. I'm not willing to take that risk.

    حاضر نیستم این ریسک را بپذیرم.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

در تصمیم‌های شخصی، کسب‌وکار و سرمایه‌گذاری. take the risk of doing something = خطرِ انجام کاری را پذیرفتن.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B1متوسط

برای مکالمه‌ی روان در سفر، کار و زندگی

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • make a risk

    take a risk

    فعل take است.

  • take risk

    take a risk / take risks

    حرف تعریف a لازم است، یا شکل جمع.