to put it another way
/tə pʊt ɪt əˈnʌðər weɪ/
به بیان دیگر
بهاستثنای
Excluding one specific thing from a general statement.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Every site improved, with the exception of Tabriz.
همهٔ مراکز بهتر شدند، بهاستثنای تبریز.
With the exception of Monday, I'm free.
بهاستثنای دوشنبه، آزادم.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
در نوشتار دقیق، وقتی استثنا مهم است.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
ظرافتهای معنایی و زبان طبیعی native
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
with exception of Tabriz
with the exception of Tabriz
این عبارت با the میآید.