bear in mind
/ˌber ɪn ˈmaɪnd/
در نظر داشتن؛ به یاد داشتن؛ حواسجمع بودن نسبت به چیزی
در نظر گرفتن؛ لحاظ کردن
To consider a particular fact or situation when making a decision or judgment.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
We must take into account the needs of older users.
باید نیازهای کاربران مسنتر را در نظر بگیریم.
گزارش رسمیThe judge took his age into account.
قاضی سن او را لحاظ کرد.
Taking everything into account, it was a successful year.
با در نظر گرفتن همه چیز، سال موفقی بود.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
در مقالات دانشگاهی، گزارشها و تصمیمگیریهای رسمی. جایگزین دقیقتر consider.
مناسب نوشتار رسمی، مقالات، گزارشها و ایمیلهای اداری
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
take into account of
take into account / take account of
این دو ساختار را با هم ترکیب نکنید.
take in account
take into account
into، نه in.