پرش به محتوای اصلی
آکادمیک و کاریB2· بالاتر از متوسطخنثی

the bottom line

/ðə ˌbɑːtəm ˈlaɪn/UK /ðə ˌbɒtəm ˈlaɪn/thuh BOT-um LYNE

حرف آخر؛ نکته‌ی اصلی؛ (در حسابداری) سود یا زیان نهایی

تعریف انگلیسی

The most important fact or the final result in a situation; also, a company's final profit or loss.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. The bottom line is that we can't afford it.

    حرف آخر این است که از پس هزینه‌اش برنمی‌آییم.

  2. Cutting staff will improve the bottom line.

    کاهش نیرو سود نهایی را بهبود می‌دهد.

    معنای مالی
  3. Bottom line: do you want the job or not?

    خلاصه: این کار را می‌خواهی یا نه؟

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

در تصمیم‌گیری‌ها و گزارش‌های مالی. «The bottom line is (that) …» برای گفتن نتیجه‌ی نهایی بحث.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B2بالاتر از متوسط

بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیده‌تر

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • the button line

    the bottom line

    bottom (پایین)، نه button (دکمه).

  • the bottom lines are

    the bottom line is

    مفرد است.