in a nutshell
/ˌɪn ə ˈnʌtʃel/
بهطور خلاصه؛ در یک کلام
حرف آخر؛ نکتهی اصلی؛ (در حسابداری) سود یا زیان نهایی
The most important fact or the final result in a situation; also, a company's final profit or loss.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
The bottom line is that we can't afford it.
حرف آخر این است که از پس هزینهاش برنمیآییم.
Cutting staff will improve the bottom line.
کاهش نیرو سود نهایی را بهبود میدهد.
معنای مالیBottom line: do you want the job or not?
خلاصه: این کار را میخواهی یا نه؟
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
در تصمیمگیریها و گزارشهای مالی. «The bottom line is (that) …» برای گفتن نتیجهی نهایی بحث.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
the button line
the bottom line
bottom (پایین)، نه button (دکمه).
the bottom lines are
the bottom line is
مفرد است.