on the same page
/ˌɑːn ðə ˌseɪm ˈpeɪdʒ/
همنظر و هماهنگ بودن؛ درک مشترک داشتن
تماس گرفتن؛ برای ارتباط پیشقدم شدن
To contact someone, often to offer or ask for help.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Feel free to reach out if you need help.
اگر کمک لازم داشتی راحت تماس بگیر.
I reached out to a former colleague.
با یکی از همکاران سابقم تماس گرفتم.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای شروع ارتباط یا پیشنهاد کمک در پیام و مکالمه.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
I reached out him.
I reached out to him.
پیش از شخص به حرف اضافهٔ to نیاز داریم.