circle back
/ˌsɜːrkl ˈbæk/
بعداً به موضوعی برگشتن؛ دوباره پیگیری کردن
تماس کوتاه گرفتن برای هماهنگی یا پیگیری؛ در جریان قرار گرفتن
To make brief contact with someone to exchange updates or check on progress.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Let's touch base next week to see how the project is going.
هفتهی بعد یک هماهنگی کوتاه بکنیم ببینیم پروژه چطور پیش میرود.
ایمیل کاریI just wanted to touch base before the client meeting.
فقط میخواستم قبل از جلسه با مشتری یک هماهنگی کنم.
She touched base with the supplier about the delay.
او دربارهی تأخیر با تأمینکننده تماس گرفت.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
زبان محیط کار؛ در ایمیل و جلسات برای پیگیری سبک و دوستانه. با with میآید.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
touch the base
touch base
بدون the.
touch base to you
touch base with you
حرف اضافه with است.
Let's catch up on Monday.
Let's touch base on Monday.
اصالتاً آمریکایی است؛ در بریتانیا هم در محیط کار رایج شده است.