touch base
/ˌtʌtʃ ˈbeɪs/
تماس کوتاه گرفتن برای هماهنگی یا پیگیری؛ در جریان قرار گرفتن
بعداً به موضوعی برگشتن؛ دوباره پیگیری کردن
To return to a topic or contact someone again later, after dealing with other things.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Let's circle back to this after the break.
بعد از استراحت به این موضوع برمیگردیم.
در جلسهI'll circle back with you once I have the numbers.
وقتی اعداد را داشتم دوباره با شما تماس میگیرم.
Can we circle back on the budget next week?
میشود هفتهی بعد دوباره سراغ بودجه برویم؟
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
زبان جلسات و ایمیلهای شرکتی؛ برای عقب انداختن مؤدبانهی موضوعی که فعلاً وقتش نیست.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
ظرافتهای معنایی و زبان طبیعی native
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
circle back the topic
circle back to the topic
حرف اضافه to است.
cycle back
circle back
circle، نه cycle.
Let's come back to that.
Let's circle back on that.
اصطلاحی آمریکایی است؛ بریتانیاییها بیشتر come back to میگویند.