touch base
/ˌtʌtʃ ˈbeɪs/
تماس کوتاه گرفتن برای هماهنگی یا پیگیری؛ در جریان قرار گرفتن
کسی را در جریان نگه داشتن
To keep someone informed about what is happening.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Please keep me in the loop on the client's decision.
لطفاً دربارهی تصمیم مشتری مرا در جریان بگذار.
I felt out of the loop after two weeks off.
بعد از دو هفته مرخصی حس میکردم از جریان کار بیخبرم.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
ایمیل و جلسات؛ درخواست اطلاعرسانی.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
keep me in loop
keep me in the loop
the لازم است.