on the same page
/ˌɑːn ðə ˌseɪm ˈpeɪdʒ/
همنظر و هماهنگ بودن؛ درک مشترک داشتن
پیشقدم شدن؛ هدایت را به دست گرفتن
To become the person who directs an activity or acts first.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Who will take the lead on this project?
چه کسی هدایت این پروژه را به عهده میگیرد؟
She took the lead in organizing the event.
او در برگزاری رویداد پیشقدم شد.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
وقتی فردی مسئولیت هدایت یا اولین اقدام را میپذیرد.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
She took a lead in organizing it.
She took the lead in organizing it.
در معنای هدایت را به دست گرفتن، ترکیب معمول the lead است.