پرش به محتوای اصلی
فعل عبارتیB1· متوسطخنثی

take over

/ˌteɪk ˈoʊvər/UK /ˌteɪk ˈəʊvə/TAYK OH-vur

کنترل چیزی را به دست گرفتن؛ جای کسی را گرفتن

تعریف انگلیسی

To take control of something, or to replace someone in a role.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. A larger company took over the startup.

    یک شرکت بزرگ‌تر، استارتاپ را خرید و کنترلش را به دست گرفت.

  2. Can you take over the meeting while I'm away?

    می‌شود وقتی نیستم جلسه را اداره کنی؟

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

کسب‌وکار، شیفت کاری، وظایف.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B1متوسط

برای مکالمه‌ی روان در سفر، کار و زندگی

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • take over of the company

    take over the company

    بدون of.