take the lead
/teɪk ðə liːd/
پیشقدم شدن؛ هدایت را به دست گرفتن
کنترل چیزی را به دست گرفتن؛ جای کسی را گرفتن
To take control of something, or to replace someone in a role.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
A larger company took over the startup.
یک شرکت بزرگتر، استارتاپ را خرید و کنترلش را به دست گرفت.
Can you take over the meeting while I'm away?
میشود وقتی نیستم جلسه را اداره کنی؟
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
کسبوکار، شیفت کاری، وظایف.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
برای مکالمهی روان در سفر، کار و زندگی
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
take over of the company
take over the company
بدون of.