پرش به محتوای اصلی
کالوکیشنB1· متوسطخنثی

run a business

/rʌn ə ˈbɪznəs/run uh BIZ-niss

کسب‌وکاری را اداره کردن

تعریف انگلیسی

To manage and be responsible for a business.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. They run a small family business.

    آن‌ها کسب‌وکار خانوادگی کوچکی را اداره می‌کنند.

  2. Running a business takes patience.

    ادارهٔ کسب‌وکار صبر می‌خواهد.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

برای اشاره به مدیریت روزانه و مسئولیت یک کسب‌وکار.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B1متوسط

برای مکالمه‌ی روان در سفر، کار و زندگی

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • She runs business small.

    She runs a small business.

    business مفرد به حرف تعریف نیاز دارد و صفت قبل از آن می‌آید.