پرش به محتوای اصلی
کالوکیشنB1· متوسطخنثی

make progress

/ˌmeɪk ˈprɑːɡres/UK /ˌmeɪk ˈprəʊɡres/MAYK PROG-ress

پیشرفت کردن

تعریف انگلیسی

To improve or move forward towards achieving something.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. You've made real progress with your English.

    در انگلیسی‌ات واقعاً پیشرفت کرده‌ای.

    کلاس زبان
  2. We're making slow but steady progress on the project.

    در پروژه آهسته ولی پیوسته پیشرفت می‌کنیم.

  3. The talks made little progress.

    مذاکرات پیشرفت چندانی نداشت.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

در یادگیری، پروژه‌ها، مذاکرات و درمان. progress اسم غیرقابل‌شمارش است.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B1متوسط

برای مکالمه‌ی روان در سفر، کار و زندگی

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • make a progress

    make progress

    progress غیرقابل‌شمارش است و a نمی‌گیرد.

  • do progress

    make progress

    فعل make است.