پرش به محتوای اصلی
فعل عبارتیA2· مقدماتیخنثی

give up

/ˌɡɪv ˈʌp/GIV UP

تسلیم شدن؛ دست کشیدن از کاری یا عادتی

تعریف انگلیسی

To stop trying to do something; or to stop a habit.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. Don't give up — you're almost there.

    تسلیم نشو؛ دیگر تقریباً رسیده‌ای.

  2. She gave up smoking two years ago.

    او دو سال پیش سیگار را ترک کرد.

  3. I gave up on the book halfway through.

    وسط‌های کتاب از خواندنش دست کشیدم.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

هم برای تسلیم شدن در برابر سختی، هم برای ترک عادت (سیگار، شکر). give up on someone/something یعنی از کسی یا چیزی ناامید شدن.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
A2مقدماتی

گفت‌وگوهای ساده و موقعیت‌های آشنا

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • give up to smoke

    give up smoking

    بعد از give up فعل با -ing می‌آید.

  • give up from him

    give up on him

    برای ناامید شدن از کسی یا چیزی، on به کار می‌رود.