No worries
/ˌnoʊ ˈwɜːriz/
نگران نباش؛ مشکلی نیست؛ خواهش میکنم
آروم گرفتن؛ ریلکس کردن؛ بیخیال بودن
To relax and stop worrying; to calm down.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Chill out, we've still got plenty of time.
آروم باش، هنوز کلی وقت داریم.
I just want to chill at home this weekend.
این آخر هفته فقط میخوام خونه ریلکس کنم.
She's really chill about deadlines.
اون دربارهی ددلاینها خیلی ریلکسه.
chill بهعنوان صفتI'm freaking out about the exam. — Chill, you've studied for weeks.
از امتحان دارم سکته میکنم. — آروم باش، چند هفتهست داری درس میخونی.
گفتوگوی دوستانهOur new manager is super chill about working from home.
مدیر جدیدمون دربارهٔ دورکاری خیلی راحت میگیره.
سر کار، بین همکارهای صمیمیچرا این عبارت این معنی را میدهد؟
chill یعنی «خنک کردن»؛ آدم آرام انگار خنک شده و از جوش افتاده است. این کاربرد از دههٔ ۱۹۷۰ در اسلنگ آمریکایی رایج شد.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
بین دوستان. «Chill out!» به کسی که عصبی است میگویند؛ chill بهعنوان صفت یعنی آدم آرام و بیدغدغه.
برای دوستان، خانواده و گفتوگوهای خودمانی؛ در نوشتار رسمی به کار نبرید
برای مکالمهی روان در سفر، کار و زندگی
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
chill out yourself
chill out
فعل لازم است و مفعول نمیگیرد.
I'm chilling out because of the snow. (meaning: I'm cold)
I'm freezing because of the snow.
chill out ربطی به سرما ندارد.