پرش به محتوای اصلی
عامیانهB2· بالاتر از متوسطغیررسمیرایج

bummer

/ˈbʌmər/BUM-er

چه ضدحالی؛ اتفاق ناامیدکننده

تعریف انگلیسی

Something that is disappointing or annoying.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. The concert is canceled? What a bummer!

    کنسرت لغو شده؟ چه ضدحالی!

  2. It's a bummer that you can't come.

    حیف شد که نمی‌توانی بیایی.

  3. The pool's closed for repairs. — Aw, bummer.

    استخر برای تعمیرات بسته‌ست. — ای بابا، چه ضدحالی.

    گفت‌وگوی دوستانه
  4. It's a real bummer that the trip got postponed again.

    واقعاً حیفه که سفر دوباره عقب افتاد.

    پیام به دوست

ریشه و داستان

چرا این عبارت این معنی را می‌دهد؟

bum یعنی آدم ولگرد و بی‌کار. bummer در دههٔ ۱۹۶۰ در اسلنگ آمریکایی به معنی «تجربهٔ ناخوشایند» رایج شد و بعد معنای «ضدحال» گرفت.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

برای واکنش خودمانی به یک خبر ناخوشایند معمولی.

لحن
غیررسمیInformal

برای دوستان، خانواده و گفت‌وگوهای خودمانی؛ در نوشتار رسمی به کار نبرید

سطح
B2بالاتر از متوسط

بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیده‌تر

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • What bummer!

    What a bummer!

    bummer اسم قابل‌شمارش است و در این ساختار a می‌خواهد.