bummer
/ˈbʌmər/
چه ضدحالی؛ اتفاق ناامیدکننده
حیف شد / چه بد
Used to express disappointment about something.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
The concert's sold out. — What a shame!
بلیتهای کنسرت تمام شده. — حیف شد!
It's a shame you can't come.
حیف که نمیتوانی بیایی.
It rained all through the picnic. — What a shame!
کل پیکنیک باران آمد. — حیف شد!
گفتوگوی دوستانهIt's a shame the museum closes so early.
حیف که موزه اینقدر زود تعطیل میشود.
سفرموقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
تأسف ملایم؛ ربطی به «خجالت» ندارد.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
گفتوگوهای ساده و موقعیتهای آشنا
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
What a shame on you!
What a shame! / Shame on you!
Shame on you یعنی «خجالت بکش»؛ What a shame یعنی حیف.