پرش به محتوای اصلی
عامیانهB2· بالاتر از متوسطغیررسمیرایج

FOMO

/ˈfoʊmoʊ/FOH-moh

ترس از دست دادن تجربه‌ها یا جا ماندن از جمع

تعریف انگلیسی

An anxious feeling that others are having rewarding experiences without you.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. I get FOMO when I see everyone's holiday photos.

    وقتی عکس سفر بقیه را می‌بینم حس می‌کنم از تجربه‌ها جا مانده‌ام.

  2. Don't buy a ticket just because of FOMO.

    فقط از ترس جا ماندن از بقیه بلیت نخر.

  3. Why did you go if you were so tired? — FOMO. Everyone was going.

    اگه این‌قدر خسته بودی چرا رفتی؟ — ترس از جا موندن. همه داشتن می‌رفتن.

    گفت‌وگوی دوستانه
  4. Muting the group chat cured my FOMO.

    میوت کردن گروه، ترسم از جا موندن رو درمان کرد.

    شبکه‌های اجتماعی

ریشه و داستان

چرا این عبارت این معنی را می‌دهد؟

مخفف Fear Of Missing Out است. در ۲۰۰۴ در نشریهٔ دانشجویی مدرسهٔ کسب‌وکار هاروارد سر زبان‌ها افتاد و با شبکه‌های اجتماعی فراگیر شد.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

در صحبت دربارهٔ شبکه‌های اجتماعی و نگرانی از نداشتن تجربه‌های دیگران.

لحن
غیررسمیInformal

برای دوستان، خانواده و گفت‌وگوهای خودمانی؛ در نوشتار رسمی به کار نبرید

سطح
B2بالاتر از متوسط

بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیده‌تر

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • I have a FOMO.

    I have FOMO.

    این احساس معمولاً مانند اسم غیرقابل‌شمارش استفاده می‌شود.