cut back
/kʌt bæk/
کم کردن؛ صرفهجویی کردن
To stop consuming something, or for a machine to stop suddenly.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
I've cut out sugar completely.
شکر را کاملاً کنار گذاشتهام.
The engine cut out halfway up the hill.
موتور وسط سربالایی از کار افتاد.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
دربارهٔ عادتها و دستگاهها.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
برای مکالمهی روان در سفر، کار و زندگی
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
cut out of sugar
cut out sugar
این فعل مستقیماً مفعول میگیرد.