پرش به محتوای اصلی
فعل عبارتیB1· متوسطخنثی

cut out

/kʌt aʊt/KUT OWT

کنار گذاشتن؛ از کار افتادن

تعریف انگلیسی

To stop consuming something, or for a machine to stop suddenly.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. I've cut out sugar completely.

    شکر را کاملاً کنار گذاشته‌ام.

  2. The engine cut out halfway up the hill.

    موتور وسط سربالایی از کار افتاد.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

دربارهٔ عادت‌ها و دستگاه‌ها.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B1متوسط

برای مکالمه‌ی روان در سفر، کار و زندگی

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • cut out of sugar

    cut out sugar

    این فعل مستقیماً مفعول می‌گیرد.