پرش به محتوای اصلی
فعل عبارتیB1· متوسطخنثی

cut back

/kʌt bæk/KUT BAK

کم کردن؛ صرفه‌جویی کردن

تعریف انگلیسی

To reduce the amount of something.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. We had to cut back on spending.

    مجبور شدیم خرج را کم کنیم.

  2. The company cut back its workforce.

    شرکت نیرویش را کم کرد.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

در بودجه و عادت‌ها.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B1متوسط

برای مکالمه‌ی روان در سفر، کار و زندگی

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • cut back the spending on

    cut back on spending

    بعد از cut back حرف اضافهٔ on می‌آید.