a rip-off
/ə ˈrɪp ɔːf/
گرانفروشی؛ سرکیسه کردن
کمربند را سفت کردن؛ صرفهجویی کردن
To spend less money because you have less.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
With prices rising, we all have to tighten our belts.
با بالا رفتن قیمتها، همه باید کمربندها را سفت کنیم.
The company is tightening its belt after a bad year.
شرکت بعد از یک سال بد دارد صرفهجویی میکند.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
دربارهی صرفهجویی اجباری در خانواده یا سازمان.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
tight your belt
tighten your belt
فعل درست tighten است.