tighten your belt
/ˈtaɪtn jʊr belt/
کمربند را سفت کردن؛ صرفهجویی کردن
پول کلانی به جیب زدن
To make a lot of money quickly.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
They made a killing selling umbrellas during the festival.
با فروش چتر در جشنواره پول کلانی به جیب زدند.
Investors made a killing on the stock.
سرمایهگذارها روی آن سهام پول هنگفتی درآوردند.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای سود بزرگ و سریع، معمولاً از فرصت خاص.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
make a kill
make a killing
اسم این اصطلاح killing است.