پرش به محتوای اصلی
فعل عبارتیB1· متوسطخنثی

call in

/kɔːl ɪn/KAWL IN

تماس گرفتن (با محل کار/رادیو)؛ کسی را فراخواندن

تعریف انگلیسی

To phone a workplace or a show, or to ask an expert to come.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. He called in sick this morning.

    امروز صبح زنگ زد و گفت مریض است.

  2. We had to call in an electrician.

    مجبور شدیم برق‌کار بیاوریم.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

در کار و خانه.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B1متوسط

برای مکالمه‌ی روان در سفر، کار و زندگی

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • call sick in

    call in sick

    شکل ثابت ترکیب call in sick است.