call in
/kɔːl ɪn/
تماس گرفتن (با محل کار/رادیو)؛ کسی را فراخواندن
To formally ask someone to do something, or to visit briefly.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
The mayor called on residents to save water.
شهردار از ساکنان خواست در مصرف آب صرفهجویی کنند.
We called on my aunt on the way home.
سر راه خانه به خالهام سر زدیم.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
کمی رسمی.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
برای مکالمهی روان در سفر، کار و زندگی
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
call on to residents
call on residents
این فعل مستقیماً مفعول میگیرد.