پرش به محتوای اصلی
فعل عبارتیB1· متوسطخنثی

come around

/kʌm əˈraʊnd/KUM uh-ROWND

سر زدن؛ نظر خود را تغییر دادن؛ به هوش آمدن

تعریف انگلیسی

To visit, to change your opinion, or to regain consciousness.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. Come around for dinner on Saturday.

    شنبه برای شام بیا خانه‌ی ما.

  2. She'll come around to the idea eventually.

    بالاخره با این ایده کنار می‌آید.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

چند معنای رایج دارد.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B1متوسط

برای مکالمه‌ی روان در سفر، کار و زندگی

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • come around with the idea

    come around to the idea

    برای تغییر نظر از to استفاده می‌شود.

بریتانیایی یا آمریکایی؟

British

come round

در بریتانیا come round گفته می‌شود.