get the ball rolling
/ˌɡet ðə ˌbɔːl ˈroʊlɪŋ/
کار را شروع کردن؛ کلید زدن
از همان ابتدا با انرژی و آمادگی کامل شروع کردن
To start something with great energy and no delay.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
We need someone who can hit the ground running from day one.
کسی میخواهیم که از روز اول با آمادگی کامل شروع کند.
She hit the ground running in her new role.
او در نقش جدیدش از همان ابتدا پرانرژی و مسلط شروع کرد.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
در آگهیهای شغلی و توصیف شروع قوی کسی در کار جدید.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
ظرافتهای معنایی و زبان طبیعی native
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
hit the ground run
hit the ground running
running با -ing.