پرش به محتوای اصلی
آکادمیک و کاریB2· بالاتر از متوسطخنثی

put something on the back burner

/pʊt ˈsʌmθɪŋ ɑːn ðə bæk ˈbɜːrnər/put SUM-thing on thuh BAK BUR-ner

چیزی را موقتاً کنار گذاشتن

تعریف انگلیسی

To postpone something to deal with more urgent work.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. We've put the redesign on the back burner.

    بازطراحی را فعلاً کنار گذاشته‌ایم.

  2. That idea went on the back burner last year.

    آن ایده پارسال کنار گذاشته شد.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

وقتی اولویت‌ها عوض می‌شوند.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B2بالاتر از متوسط

بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیده‌تر

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • put on the back burner the redesign

    put the redesign on the back burner

    مفعول بین put و on قرار می‌گیرد.