in the pipeline
/ɪn ðə ˈpaɪplaɪn/
در دست اقدام؛ در راه
چیزی را موقتاً کنار گذاشتن
To postpone something to deal with more urgent work.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
We've put the redesign on the back burner.
بازطراحی را فعلاً کنار گذاشتهایم.
That idea went on the back burner last year.
آن ایده پارسال کنار گذاشته شد.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
وقتی اولویتها عوض میشوند.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
put on the back burner the redesign
put the redesign on the back burner
مفعول بین put و on قرار میگیرد.