پرش به محتوای اصلی
آکادمیک و کاریB2· بالاتر از متوسطخنثی

a workaround

/ə ˈwɜːrkəraʊnd/uh WURK-uh-rownd

راه‌حل موقت

تعریف انگلیسی

A temporary way around a problem that is not a real fix.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. There's a workaround until the update lands.

    تا وقتی به‌روزرسانی برسد یک راه‌حل موقت هست.

  2. We're relying on workarounds, not solutions.

    داریم به راه‌حل موقت تکیه می‌کنیم، نه راه‌حل واقعی.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

در پشتیبانی فنی و عملیات.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B2بالاتر از متوسط

بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیده‌تر

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • a work around for the bug

    a workaround for the bug

    شکل اسمی سرهم نوشته می‌شود.