a pain point
/ə peɪn pɔɪnt/
نقطهٔ درد؛ مشکل آزاردهندهٔ کاربر
راهحل موقت
A temporary way around a problem that is not a real fix.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
There's a workaround until the update lands.
تا وقتی بهروزرسانی برسد یک راهحل موقت هست.
We're relying on workarounds, not solutions.
داریم به راهحل موقت تکیه میکنیم، نه راهحل واقعی.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
در پشتیبانی فنی و عملیات.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
a work around for the bug
a workaround for the bug
شکل اسمی سرهم نوشته میشود.