a bottleneck
/ə ˈbɑːtlnek/
گلوگاه
نقطهٔ درد؛ مشکل آزاردهندهٔ کاربر
A specific problem that frustrates customers or users.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Slow checkout is our biggest pain point.
پرداخت کند بزرگترین نقطهٔ درد ماست.
We interviewed users about their pain points.
با کاربران دربارهٔ مشکلات آزاردهندهشان مصاحبه کردیم.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
در طراحی محصول و بازاریابی.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
a painpoint for users
a pain point for users
این ترکیب دو کلمهٔ جداست.