a deal-breaker
/ə ˈdiːl breɪkər/
شرط قطعیِ بههمزنندهٔ معامله
به توافق میانه رسیدن
To compromise so that both sides give something up.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Let's meet halfway on the price.
سر قیمت به توافق میانه برسیم.
Neither side was willing to meet halfway.
هیچکدام از دو طرف حاضر به کوتاه آمدن نبودند.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
در مذاکره و حل اختلاف.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
meet in halfway on the price
meet halfway on the price
این عبارت به حرف اضافه قبل از halfway نیاز ندارد.