a blocker
/ə ˈblɑːkər/
مانع پیشرفت کار
دستاورد سریع و آسان
A small improvement that is easy to achieve.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Let's start with a few quick wins.
بیایید با چند دستاورد سریع شروع کنیم.
Fixing the search box was a quick win.
درست کردن کادر جستجو یک دستاورد سریع بود.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
در برنامهریزی پروژه و بهبود محصول.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
a quick winning
a quick win
شکل اسمی این ترکیب win است.