اصطلاحات انگلیسی درس و دانشگاه
۸۴ عبارت با معنی فارسی، تلفظ و مثال
برای درس خواندن، امتحان و کلاس، و عبارتهای رسمی نوشتار دانشگاهی و مقاله.
برای نمونه:do homeworkcross outdo researchlook up
اصطلاحها (۷)
همهٔ اصطلاحها- burn the midnight oilتا دیروقت شب کار یا مطالعه کردن
- get the hang of itقلق چیزی را پیدا کردن
- hit the booksدرس خواندن (جدی)
- learn by heartاز حفظ کردن
- pass with flying colorsبا موفقیت درخشان قبول شدن
- practice makes perfectکار نیکو کردن از پر کردن است
- wrap your head aroundچیزی پیچیده را درک کردن؛ توی کله فرو رفتن
فعلهای عبارتی (۱۳)
همهٔ فعلهای عبارتی- brush up onدوره کردن؛ تقویت کردن
- carry outانجام دادن؛ اجرا کردن (برنامه، تحقیق، دستور)
- cross outخط زدن
- drop outانصراف دادن؛ ترک تحصیل کردن
- fall behindعقب افتادن
- go overمرور کردن؛ بررسی کردن
- hand inتحویل دادن
- keep up (with)پابهپای کسی/چیزی پیش رفتن؛ عقب نماندن
- look overبررسی سریع کردن
- look throughورق زدن؛ مرور کردن
- look upجستوجو کردن (در دیکشنری/اینترنت)؛ بهتر شدن اوضاع
- turn inتحویل دادن؛ خوابیدن
- work onروی چیزی کار کردن
کالوکیشنها (۱۵)
همهٔ کالوکیشنها- a common mistakeاشتباه رایج
- a key factorعامل کلیدی
- a wide range ofطیف گستردهای از
- closely relatedبههم نزدیک؛ مرتبط
- do homeworkتکلیف انجام دادن
- do researchتحقیق کردن
- draw a conclusionنتیجه گرفتن
- have an effectتأثیر داشتن
- make progressپیشرفت کردن
- pay attentionتوجه کردن؛ دقت کردن
- set a goalهدف تعیین کردن
- take notesیادداشت برداشتن
- take part inشرکت کردن در
- the vast majorityاکثریت قریب به اتفاق
- widely knownبهطور گسترده شناختهشده
عامیانهها (۲)
همهٔ عامیانههاعبارتهای آکادمیک و کاری (۴۷)
همهٔ عبارتهای آکادمیک و کاری- a benchmarkمعیار سنجش
- a body of evidenceمجموعهٔ شواهد
- a case studyمطالعهٔ موردی
- a deep diveبررسی عمیق و مفصل
- a hypothesisفرضیه
- a literature reviewمرور پیشینهٔ پژوهش
- a margin of errorحاشیهٔ خطا
- a sample sizeحجم نمونه
- a steady increaseافزایش پیوسته
- according toبر اساسِ؛ به گفتهٔ
- albeitهرچند
- an outlierدادهی پرت
- as a resultدر نتیجه
- as mentioned earlierهمانطور که پیشتر اشاره شد
- bear outتأیید کردن (با شواهد)
- broadly speakingبهطور کلی
- by the same tokenبه همین ترتیب
- cite a sourceبه منبع ارجاع دادن
- consequentlyدر نتیجه
- converselyبرعکس؛ در مقابل
- draw onاز منبعی بهره گرفتن
- due toبهدلیلِ؛ بهخاطرِ
- for instanceبرای نمونه
- further research is neededپژوهش بیشتری لازم است
- furthermoreعلاوه بر این
- given thatبا توجه به اینکه
- henceاز این رو
- in conclusionدر پایان؛ نتیجه اینکه
- in contrastدر مقابل؛ برخلاف آن
- in light ofبا توجه به؛ در پرتوِ
- in line withهمراستا با؛ مطابق با
- in the absence ofدر نبودِ
- it could be argued thatمیتوان استدلال کرد که
- it is worth noting thatشایان ذکر است که
- neverthelessبا این حال
- notwithstandingبا وجود
- peer-reviewedداوریشده توسط متخصصان
- tend toمعمولاً؛ گرایش داشتن به
- the evidence suggestsشواهد نشان میدهد
- the findings indicateیافتهها نشان میدهند
- this paper examinesاین مقاله بررسی میکند
- to sum upخلاصه اینکه؛ در جمعبندی
- to that endبرای رسیدن به این هدف
- whereasدر حالی که
- with respect toدر خصوص؛ از نظرِ
- with the exception ofبهاستثنای
- with this in mindبا در نظر گرفتن این نکته