فعل عبارتیB1
turn back
/tɜːrn bæk/
برگشتن (از مسیر)
خنثی#سفر و رفتوآمد
To hand something in, or to go to bed.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Turn in your essays by Friday.
مقالهها را تا جمعه تحویل بدهید.
I'm exhausted; I think I'll turn in.
خیلی خستهام؛ فکر کنم بروم بخوابم.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
بیشتر آمریکایی.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
برای مکالمهی روان در سفر، کار و زندگی
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
turn in to the essay
turn in the essay
این فعل مستقیماً مفعول میگیرد.