find out
/ˌfaɪnd ˈaʊt/
فهمیدن؛ کشف کردن؛ خبردار شدن
جستوجو کردن (در دیکشنری/اینترنت)؛ بهتر شدن اوضاع
To search for information in a reference source; or (of a situation) to improve.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
If you don't know the word, look it up.
اگر معنی کلمه را نمیدانی، جستوجویش کن.
Things are finally looking up for the company.
اوضاع شرکت بالاخره دارد بهتر میشود.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
دیکشنری، گوگل، شماره تلفن؛ و بهتر شدن اوضاع.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
گفتوگوهای ساده و موقعیتهای آشنا
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
look up it
look it up
ضمیر وسط میآید.