پرش به محتوای اصلی
فعل عبارتیB1· متوسطرسمی

carry out

/ˌkæri ˈaʊt/KA-ree OWT

انجام دادن؛ اجرا کردن (برنامه، تحقیق، دستور)

تعریف انگلیسی

To do or complete a task, plan or piece of research.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. The team carried out a survey of 500 users.

    تیم نظرسنجی‌ای با ۵۰۰ کاربر انجام داد.

  2. Repairs will be carried out next week.

    تعمیرات هفته‌ی آینده انجام می‌شود.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

رسمی‌تر از do؛ در گزارش‌ها و مقالات: carry out research / tests / an inspection.

لحن
رسمیFormal

مناسب نوشتار رسمی، مقالات، گزارش‌ها و ایمیل‌های اداری

سطح
B1متوسط

برای مکالمه‌ی روان در سفر، کار و زندگی

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • carry on a survey

    carry out a survey

    carry on یعنی ادامه دادن.