strongly recommend
/ˈstrɔːŋli ˌrekəˈmend/
اکیداً توصیه کردن
بهطور گسترده شناختهشده
Known by a lot of people.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
It is widely known that sleep affects mood.
بهطور گسترده شناختهشده است که خواب بر خلقوخو اثر میگذارد.
The village is widely known for its bread.
این روستا به نانش شهرت گستردهای دارد.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
در نوشتار رسمی و علمی.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
widely known of its bread
widely known for its bread
بعد از known حرف اضافهٔ for میآید.