اصطلاحات انگلیسی سلامت و بدن
۴۰ عبارت با معنی فارسی، تلفظ و مثال
دربارهٔ بیماری، خستگی، ورزش و حال جسمی، و اصطلاحهایی که با اعضای بدن ساخته شدهاند.
برای نمونه:Bless youfast foodtake a breakcatch a cold
اصطلاحها (۸)
همهٔ اصطلاحهافعلهای عبارتی (۱۷)
همهٔ فعلهای عبارتی- break outشیوع پیدا کردن؛ فرار کردن
- bring roundبه هوش آوردن؛ قانع کردن
- come down withبه بیماری مبتلا شدن
- cut down (on)کم کردن (مصرف، هزینه)
- cut outکنار گذاشتن؛ از کار افتادن
- fall overزمین خوردن
- get overبهبود یافتن از بیماری؛ از یک شکست یا غم عبور کردن
- give upتسلیم شدن؛ دست کشیدن از کاری یا عادتی
- lie downدراز کشیدن
- pass awayفوت کردن؛ درگذشتن (مؤدبانه)
- pass outغش کردن؛ پخش کردن
- pull throughاز بحران جان به در بردن
- tire outاز پا انداختن
- wear offاثرش از بین رفتن
- wear outفرسوده شدن؛ خسته کردن
- work offبا فعالیت از بین بردن
- work outورزش کردن؛ حل کردن؛ به نتیجهی خوب رسیدن
عبارتهای رایج (۱)
همهٔ عبارتهای رایجکالوکیشنها (۱۳)
همهٔ کالوکیشنها- a heavy sleeperکسی که خوابش سنگین است
- a heavy smokerسیگاری قهار
- catch a coldسرما خوردن
- deep sleepخواب عمیق
- do exerciseورزش کردن
- do harmضرر رساندن
- fast foodفستفود؛ غذای آماده و سریع
- have a headacheسردرد داشتن
- lose weightوزن کم کردن
- make an appointmentوقت گرفتن
- perfectly normalکاملاً طبیعی
- take a breakاستراحت کوتاه کردن
- take a walkقدم زدن