bring out
/brɪŋ aʊt/
عرضه کردن؛ آشکار کردن
به هوش آوردن؛ قانع کردن
To make someone conscious again, or to persuade them.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
The nurse brought him round with cold water.
پرستار با آب سرد او را به هوش آورد.
It took weeks to bring her round to the idea.
هفتهها طول کشید تا با این ایده موافق شود.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
بیشتر بریتانیایی.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
bring round her to the idea
bring her round to the idea
مفعول بین bring و round میآید.
bring around
در آمریکا bring around گفته میشود.