پرش به محتوای اصلی
فعل عبارتیB1· متوسطخنثی

get over

/ˌɡet ˈoʊvər/UK /ˌɡet ˈəʊvə/GET OH-vur

بهبود یافتن از بیماری؛ از یک شکست یا غم عبور کردن

تعریف انگلیسی

To recover from an illness or an upsetting experience.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. It took her months to get over the breakup.

    ماه‌ها طول کشید تا از جدایی عبور کند.

  2. I still haven't gotten over my cold.

    هنوز سرماخوردگی‌ام خوب نشده.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

بیماری، غم، شوک یا ترس.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B1متوسط

برای مکالمه‌ی روان در سفر، کار و زندگی

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • get over from the flu

    get over the flu

    بدون from.