پرش به محتوای اصلی
فعل عبارتیB1· متوسطرسمی

pass away

/ˌpæs əˈweɪ/UK /ˌpɑːs əˈweɪ/PASS uh-WAY

فوت کردن؛ درگذشتن (مؤدبانه)

تعریف انگلیسی

To die (a gentle, polite way of saying it).

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. Her grandfather passed away last spring.

    پدربزرگش بهار گذشته درگذشت.

  2. I'm so sorry to hear that your aunt passed away.

    خیلی متأسفم که شنیدم عمه‌تان فوت کرده.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

به‌جای die در موقعیت‌های حساس و تسلیت.

لحن
رسمیFormal

مناسب نوشتار رسمی، مقالات، گزارش‌ها و ایمیل‌های اداری

سطح
B1متوسط

برای مکالمه‌ی روان در سفر، کار و زندگی

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • pass away from us

    pass away

    بدون مکمل استفاده می‌شود.