get over
/ˌɡet ˈoʊvər/
بهبود یافتن از بیماری؛ از یک شکست یا غم عبور کردن
To end a romantic relationship; or to split into parts.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
They broke up after three years together.
بعد از سه سال با هم بودن، به هم زدند.
She broke up with him over text.
با پیامک با او به هم زد.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
روابط عاطفی؛ پایان جلسه یا مدرسه (school breaks up for summer).
برای دوستان، خانواده و گفتوگوهای خودمانی؛ در نوشتار رسمی به کار نبرید
برای مکالمهی روان در سفر، کار و زندگی
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
break up from him
break up with him
حرف اضافه with است.