پرش به محتوای اصلی
فعل عبارتیB1· متوسطغیررسمی

catch up (with)

/ˌkætʃ ˈʌp/KACH UP

به کسی رسیدن (عقب‌ماندگی را جبران کردن)؛ گپ زدن بعد از مدت‌ها

تعریف انگلیسی

To reach the same level as others after falling behind; or to talk with someone you haven't seen for a while.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. I missed two classes and now I have to catch up.

    دو کلاس را از دست دادم و حالا باید جبران کنم.

  2. Let's catch up over coffee next week.

    هفته‌ی بعد سر قهوه با هم گپ بزنیم.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

درس و کار (جبران عقب‌ماندگی) و روابط (خبر گرفتن از هم).

لحن
غیررسمیInformal

برای دوستان، خانواده و گفت‌وگوهای خودمانی؛ در نوشتار رسمی به کار نبرید

سطح
B1متوسط

برای مکالمه‌ی روان در سفر، کار و زندگی

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • catch up to my emails

    catch up on my emails

    برای کارهای عقب‌افتاده on استفاده می‌شود.