make up
/ˌmeɪk ˈʌp/
از خود درآوردن (داستان، بهانه)؛ آشتی کردن
To compensate for something bad or missing.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
I'll make up for missing your birthday, I promise.
قول میدهم جبران کنم که تولدت را از دست دادم.
Hard work can make up for a lack of experience.
سختکوشی میتواند کمبود تجربه را جبران کند.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
جبران خطا، غیبت یا کمبود.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
make up my mistake
make up for my mistake
for لازم است.