پرش به محتوای اصلی
فعل عبارتیB1· متوسطخنثی

make up

/ˌmeɪk ˈʌp/MAYK UP

از خود درآوردن (داستان، بهانه)؛ آشتی کردن

تعریف انگلیسی

To invent a story or excuse; or to become friends again after an argument.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. He made up an excuse for being late.

    برای دیر آمدنش بهانه‌ای سر هم کرد.

  2. They argued but made up the next day.

    دعوا کردند ولی روز بعد آشتی کردند.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

بهانه و داستان ساختگی؛ آشتی بعد از دعوا.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B1متوسط

برای مکالمه‌ی روان در سفر، کار و زندگی

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • make up an excuse up

    make up an excuse

    up یک بار می‌آید.